تبلیغات
خاکیــــــــــان افلاکـــــــــی - جریان سفره نذری

خاکیــــــــــان افلاکـــــــــی
 
جانم فدای سید علی
بسم رب الشهدا والصدیقین.

هر وقت برای آزاده ها مشکلی پیش میومد، به حضرت ابوالفضل العباس (علیه السلام) متوسل میشدن.
اگر بچه ها میفهمیدن که برای کشورشون هم مشکلی پیش اومده، آن آقا را به کمک می طلبیدن.
دوستان ما آنقدر به حضرت علاقه داشتن که اسم ساختمان خود را به نام " قاطع حضرت ابوالفضل العباس" نامگذاری کرده بودن.

http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/397/1189184/IMG_4910.jpg

اعتقاد بچه ها به نذر و سفره های نذری خیلی محکم بود و کارساز. یکی از دوستان برای دوستش تعریف کرده بود:
خواهری داشته که از کودکی لال بوده. دوستش بهش پیشنهاد داده و اصرار کرده که برای خواهرش سفره نذری پهن کنن.
من نمیدونم که اون سفره با خواهر محترم اون برادر چه ها کرده بود...
 فقط میدونم که 2 ماه بعد افراد صلیب سرخ اومدن و برای ما نامه آوردن. یکی از نامه ها برای همون برادر بود...
داخلش نوشته بود:
.... خواهرت به شکر خدا زبان باز کرده!

منبع: یادداشت های اسارت




طبقه بندی: با همرزمان شهید، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 25 مرداد 1393 توسط ش. مثل شهیـــــــد